از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
ما آمده بودیم که دلتنگ نمیریم
در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست
عهد با هر کس ببندیم جانمان در دست اوست
بر خاک بخواب نازنین تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشکهای خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
با سلام و عرض ادب حضور همه شما سروران گرامی ودوستان عزیز
امیدوارم سال ۸۷سال توام با موفقیت برای شما وخانواده باشد.
از اینکه لطف میکنید وبا حضور ودرج نظرات خودتون باعث دلگرمی من
میشید بی نهایت از شما سپاسگذارم
در ضمن یه عذر خواهیبه به همه کسانی که تو این مدت نتونستم جواب
نظراتشون رو بدم بدهکارم. امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید
دلیلش هم یه سری مشکلات بود که..........
راستی من یه ماه دیگه قراره برم خدمت سربازی وقبل از اون فقط یه بار
میتونم وبلاگمو آپدیت کنم ایرادات وبلاگ رو به بزرگی خودتون ببخشید
اگه لطف کنید ومنو از نظرات خودتون محروم نکنید ممنون میشم. جلیل
سنگ قبر آرزوها
به نوشته هایه من به نشان خیره شدن به سنگ قبر آرزو هایه
عاشقی بنگر
،
که روزی دل بست و عاشقی کرد و شبی دل از او بریدند و رفتند
وصبحی که هرگز چشمان او به آفتاب باز نشد
چه بی وفا بودی توای دنیا، چه نا مهربانی هایی که نکردی
تو ای دنیا....
چطور دلت آمدعاشقی را که دوست داشتن تنها دلیل زندگیش بود،
به دل خاک بسپاری وبی وفایانی را که حتی ثانیه ها برای طی
کردن عمرشان عرق شرم می ریزندمهلت زنده ماندن دهی
ای کاش خیانتی نبود، ای کاش او که مرا رها کرد میدانست که چقدر او را دوست دارم
ای کاش بعد مرگم هرگز به سر مزار من نیاید ، باوجود اینکه مرا زیر
خاک تنها گذاشت
من هنوز هم تحمل ریختن اشکهایش را ندارم
ای کسی که آرزوها ی لطیف مرا از روی سنگ خواندی
، التماست
میکنم به یارم بگو:
که هنوز دوستش دارم


